زنگ می‌زنی به موبایلم و با جیغ میگی مامان بابات اجازه دادن و می‌پرم کوله‌م رو برمی‌دارم و مامانمو می‌بوسم و سوار ماشین می‌شم و میام دنبالت و سوار میشی و بغلت می‌کنم و لب‌هام رو می‌ذارم روی پیشونیت و راه می‌افتیم سمت شمال و تو راه از ته حنجره‌مون با کلدپلی۱ می‌خونیم و می‌رسیم به آبشار وسط جنگل و چادر می‌زنیم و هوا تاریک میشه و آتش روشن می‌کنیم و من ساز می‌زنم و تو با فرساد می‌خونی۲ و سیب‌زمینی کباب می‌کنیم و شام می‌خوریم و انقدر می‌شینیم کنار هم ستاره‌ها رو از بین درخت‌ها می‌بینیم تا ابرها بیان و نم بارون بزنه و می‌ریم توی چادر و توی موهات غرق می‌شم و می‌خوابیم و صبح با صدای پرنده‌ها بیدار می‌شیم و نون و پنیر و سبزی‌ای رو که از تهران آوردیم می‌خوریم و روی آتش قهوه دم می‌کنی و من برات از براهنی شعر می‌خونم۳ و یواش یواش جمع می‌کنیم برگردیم و سوار ماشین می‌شیم و توی راه برگشت آفتاب می‌افته روی جوگندمی موهات که جلوی چشمات رو گرفته و خوابت می‌بره و من مست انعکاس نور روی لب‌هات می‌شم و یادم می‌ره پشت فرمونم و چشم‌هام روی صورتت می‌مونه و پس‌فردا به در خونه‌هامون سیاهی می‌زنن و برای بقیه پیامک میره: انا لله و انا الیه راجعون.


تکلمه: دادن قوه‌ی تخیل به انسان همان‌قدر منطقی است که دادن چاقوی گوشت‌بری به دست یک پسربچه‌ی ۱۴ ماهه.






پی‌نوشت:
۱- Cause you’re a sky cause you’re a sky full of stars
I want to die in your arms
Cause you get lighter the more it gets dark
I’m gonna give you my heart
Cold Play

۲- خونه‌ی ما دور دوره
پشت کوه های صبوره
پشت دشتای طلایی
پشت صحراهای خالی
خونه ماست
اونور آب
اونور موج‌های بی‌تاب
پشت جنگل‌های سروه
توی رویاست
توی خواب
مرجان فرساد

۳- شانه کنی یا نکنی آن همه مو را فرق سرت باز منم باز کنی یا نکنی باز
رضا براهنی