شده شبیه سگی که وسط سیاه زمستون صاحابش مرده و می‌لرزه و زیر برف پی قبر صاحابش می‌گرده و می‌لرزه و بچه‌هایی که برف‌بازی می‌کنن با چوب و سنگ می‌زننش و می‌لرزه و از همه می‌ترسه و مثل بید می‌لرزه و کسی نیست که بغلش کنه و در گوشش بگه خدا بزرگه.